واکاوی ریشه‌های انکار هویت کردها در دولت ترکیە مدرن

سیروان صالح زادە دانشجوی کارشناسی ارش علوم سیاسی

*این مطلب مربوط به ارائه سمیناری کلاسی برای درس روش تحقیق در دوره کارشناسی ارشد بود.

 

واکاوی ریشه‌های انکار هویت کردها در دولت ترکیە مدرن

چکیدە

با سرریز مدرنیتە بە جهان سوم و شناسایی شرق توسط غربی­ها، ملل شرقی نیز بە این نتیجە رسیدند کە برای پیشرفت لازم است دولت مدرن خود را بر مبنای ملت شکل دهند، در جوامع چند قومی جهان سومی، قوم مسلط هویت خود را بە عنوان هویت اصیل جلوە داد و ملت در این کشورهای چند قومی بر مبنای خصوصیات قوم مرکزی تعریف شد. با سقوط امپراطوری عثمانی و تشکیل ترکیە مدرن نیز هویت ترک­ها بە عنوان هویت قوم مسلط و فرادست تعریف شد و اقوام خارج از این تعریف و مخصوصا کردها بە عنوان دیگری تعریف شدند، شکل­گیری ترکیە مدرن و برآمدن کمالیست­ها منجر بە تشکیل دولت تک حزبی بە رهبری مصطفی کمال(آتاترک) شد، در طی بیشتر از بیست سال سلطە نظام تک حزبی بە رهبری آتاترک و ترویج ایدئولوژی کمالیسم در قالب نهادهای رسمی دولتی هویت کردها بە طور رسمی از طرف دولت انکار شد. ریشە انکار هویت کردها را باید در ایدئولوژی مسلط کمالیسم در آن دوران یافت، کنگرەهایی برای تحقیق در مورد تاریخ و زبان ترک­ها تشکیل شد کە نتایج این کنگرەها منجر بە تز تاریخ ترک و نظریە زبان خورشید شد، در این دو نظریە بە طور آشکارا وجود کردها انکار شد و کردها بە عنوان ترک­های کوهی معرفی شدند. نتایج این کنگرەها در رابطە با کردها و نهادینە شدن ایدئولوژی کمالیسم در ترکیە مدرن تا بە امروز نیز منجر بە انکار هویت کردها شدە است.

مقدمە

امروزە بسیاری از کشورها از نظر فرهنگی متکثر هستند، کشورهای معدودی را می­توان یافت کە شهروندانش با یک زبان سخن بگویند، این قضیە در تمامی جهان صادق است، لیکن در جهان توسعە یافتەی غرب برخورد با مسالە چندفرهنگی در کشورهای “چند قومی/ملی” رویەای تا حد زیادی دموکراتیک دارد با این وجود هم ما شاهد بروز ناسیونالیسم قومی کبک­ها در کانادا، کاتالونی­ها در اسپانیا و غیرە هستیم. این مسالە نشان از بغرنج بودن مسائل قومی می­باشد، اگر مسائل قومی در جهان توسعەیافتە مسالەای مهم و پیچیدە است در جهان سوم بە طریق اولی این قضیە صادق است. با سقوط امپراطوری عثمانی اکثر قوم/ملت­های تحت حاکمیت این امپراطوری از آن جدا شدە و بە مرور زمان بە حکومت ملی خود دست یافتند. در این میان بخشی از کردها درمیان کشورهای تازە تاسیس عراق و سوریە تقسیم شدند و بیشتر کردها در ترکیە جدید ماندند. مسئلە کردها کە در حالت کلی بین چهار کشور ترکیە، ایران، عراق و سوریە تقسیم شدەاند یکی از بغرنج­ترین مسائل قومی در خاورمیانە و جهان می­باشد، بروز جنبش­های ناسیونالیستی قومی در بخش­های مختلف کردستان نشان از خواست مداوم این قوم/ملت برای رسیدن بە حقوق ملی و انسانی خویش می­باشد. با شکل­گیری دولت مدرن ترکیە و تعریف هویت ملی ترکیە بر مبنای هویت قوم ترک تنش­ها و جنگ­های زیادی بر سر مسائل قومی در ترکیە شروع شد کە تا بە امروز ادامە دارد.

 

بیان مسالە

یکی از مسائل بغرنج در دنیای سیاسی امروز مسالە قومیت­ها در جهان و بە ویژه تنازع و مبارزە قومی در جهان سوم می­باشد. شدت منازعات قومی در کشورهای جهان سوم بە ویژە در دهەی آخر قرن بیست و نسل­کشی­های زیادی کە اتفاق افتاد، پژوهش­گران زیادی را بە تحقیق در این زمینە علاقە­مند کرد. یکی از دلایل اصلی مشکل دولت-ملت سازی در کشورهای جهان سوم نیز ناشی از همین تکثر قومی/ملی است. دولت ترکیە مدرن یکی از کشورهایی است کە اقلیت­های زیادی دارد، بزرگترین اقلیت قومی/ملی در این کشور کردها می­باشند کە از زمان شکل­گیری ترکیە جدید نزاع قومی در این کشور بین کردها و ترک­ها ادامە دارد. جامعە ملل در سال 1920 طی قرارداد سور با خودمختاری و استقلال کرستان موافقت کرد. ” پیمان سور شامل ٣ مادە، در رابطە با استقلال و خودمختاری کردستان بود. در مادە ٦٢ بە تدارک مکانیسم ایجاد خودمختاری برای مناطق عمدتا کرد واقع در شرق فرات _در مرز جنوبی ارمنستان_اشارە شد و شمال مرز ترکیە با سوریە و بین­النهرین نیز چنین مشخص می­شود. طبق مادە ٦٣ حکومت ترکیە با اجرای مفاد ذکر شدە در مادە ٦٢، در مدت ٣ ماە از طریق یک کمیسیون سە نفرە تعیین شدە بە وسیلە حکومت­های انگلیس و فرانسە و ایتالیا موافقت کرد.”(انتصار،١٣٩٠: ١١١) در قانون اساسی ترکیە، ترکیە بە عنوان کشوری تک فرهنگی، تک زبانی و تک قومی معرفی شدە است. در سال ١٩٢٥ جنبش شیخ سعید پیران، در سال ١٩٢٩ جنبش احسان نوری پاشا و در ١٩٣٦تا ١٩٣٨ جبنش شیخ رضا درسیمی در کردستان در پاسخ بە سیاست­های یکسان­ساز فرهنگی و ژنوساید فرهنگی دولت ترکیە ظهور کردند کە همگی آن­ها بە شدت سرکوب شدند. با برآمدن کمالیست­ها سیاست­های کردستیزانە شروع شد. “در چهارچوب این سیاست کلمە کردستان از کتاب­های جغرافیا حذف شد، کاربرد زبان کردی و آموزش بە آن زبان ممنوع گشت، فعالیت انجمن­ها و سازمان­های فرهنگی-سیاسی کردان غیر قانونی اعلام شد. سران قبایل و عشایر کرد دستگیر و تبعید شدند و مهاجرت اجباری گروەهای بزرگی از کردان سازمان دادە شد.”(انتخابی،١٣٩٠: ١٠١) در ترکیە مدرن تا بە امروز نیز هویت کردها بە مثابە قوم/ملتی جدا کە دارای تاریخ، زبان و فرهنگ جداگانەای هستند، انکار می­شود. این تحقیق بە بیان ریشەهای نظری انکار هویت کرد در تز تاریخ ترک و نظریە­ی زبان خورشید می­پردازد کە در قالب ایدئولوژی رسمی دولتی کمالیسم در ترکیە طی کنگرەهایی رسمی تئوریزە شدند و بە صورت رسمی در کتاب­های آموزشی دولتی ترویج دادە شدند.

اهمیت پژوهش:

بە رغم ادعاهای مدرنیتە در رابطە با آزادی و برابری انسان­ها یکی از جلوەهای زشت تمدن مدرن تبعیص قومی و نژادپرستی است، نژادپرسی و تبعیض در بسیاری از کشورهای چند قومی/ملی وجود دارد، کشور ترکیە یکی از این جوامع چند قومی است کە در آن مسلط شدن قوم ترک منجر بە انکار هویت کردها و تبعیض قومی و در نهایت منجر بە اجرای سیاست­های نژادپرستانە از طرف دولت ترکیە شد کە تا بە امروز نیز ادامە دارد.

” تقاضای کردها برای خودمختاری یا استقلال(سرزمین کردها) شاید یکی از بادوام­ترین منابع تنش و درگیری قومی در خاورمیانه نوین بودە است.”( انتصار،١٣٩٠: ١٧)

“یکی از خصوصیات و ویژگی­های برجستە جوامع جهان سوم، گسترش نقش دولت بە عنوان عامل و متغیری مستقل در شکل دادن بە توازن و تعادل نیروهای اجتماعی، مثل کنترل خواستەهای مخالف سیاسی و اقتصادی-اجتماعی گروەهای قومی، بودە است”(انتصار،١٣٩٠: ١٦)

نگارندە بر این اعتقاد است کە جهت رهایی بشر، رسیدن بە آزادی و برابری و جلوگیری از تبعیض­ها باید تحقیقات علمی وسیعی صورت گیرد و بە دور از در نظر گرفتن منافع دولت­ها و با جسارتی علمی و روشنفکرانە در این راستا گام برداشت. بدون تحقیقاتی علمی در رابطە با انکار هویت کردها در ترکیە مدرن رسیدن بە آزادی و برابری در ترکیە مدرن ممکن نخواهد بود. یافتن راە حلی اخلاقی قابل دفاع و از نظر سیاسی معقول ضروری می باشد. این تحقیق گامی کوچک در همین راستا می­باشد.

اهداف تحقیق

1-برداشتن گامی کوچک در راستای رسیدن بە شناختی علمی­تر از مسئلە کرد (Kurdish question)

٢-تبارشناسی ریشەهای انکار هویت کردها در ترکیە مدرن

سوال

چرا هویت کردها در دولت ترکیە مدرن انکار می­شود؟

فرض

در ترکیە مدرن همچون بیشتر جوامع جهان سومی چند قومی، هویت قوم مسلط ترک بە عنوان هویت رسمی تعریف شد کە منجر بە غیریت سازی شد. ریشە این انکار هویت کردها در ایدئولوژی کمالیسم نهفتە است کە در قالب تز تاریخ ترک و نظریە زبان خورشید در دورە تسلط نظام تک حزبی بە رهبری مصطفی کمال این دو نظریە طی کنگرەهای رسمی دولتی تئوریزە شدند.

متغیر مستقل: شکل گیری و ساختار دولت مدرن در کشورهای جهان سوم(ترکیە)

متغیر میانی: تز تاریخ ترک و نظریە زبان خورشید در چهارچوب ایدئولوژی کمالیسم

متغیر وابستە: انکار هویت کردها

تعریف مفاهیم:

انکار هویت کردها: منظور از انکار هویت انکار وجود کردها در مقام گروە قومی/ملی کە دارای زبان، تاریخ و فرهنگ جداگانەای هستند و بە لحاظ قومی و نژادی متفاوت از ترکها هستند.

غیریت سازی: منظور همان ایجاد غیریت است کە طی آن یک گروە انسانی خودش را اصل قرار می­دهد و گروە دیگری را بە حاشیە می­راند، در این فرایند ویژگی گروە قومی مسلط اصیل و بهتر و ویژگی­های گروە قومی بە حاشیە راندە شدە غیر اصیل جلوە دادە می­شود.

کمالیسم: منظور از کمالیسم ایدئولوژی رسمی دولت ترکیە توسط حزب مسلطی بە رهبری مصطفی کمال(آتاترک) در اوایل شکل گیری ترکیە مدرن می­باشد و از اسم فامیل او گرفتە شدە است.

بررسی پیش فرض: در زیر به بررسی فرض این تحقیق پرداخته­ام کە همان مسئلە انکار هویت کردهاست.

انکار هویت کردها

اسماعیل بیشکچی می­گوید: زمانی کە برای خدمت سربازی بە جنوب شرقی ترکیە اعزام شدم با چشمان خودم ملتی را دیدم کە زبان، فرهنگ و تاریخشان با ما ترک­ها فرق می­کرد، این ملت کە ما بە آن­ها ترک­های کوهی می­گوییم بە خودشان ترک کوهی نمی­گویند، بلکە خود را کرد می­نامند.(بیشکچی،٢٠٠٢: ٣٣٠) با برآمدن کمالیسم و انکار سیستماتیک هویت کردها حکومت ترکیە برای کردها عنوان ترک­های کوهی را ابداع کرد. ” در سال ١٩٣٢ مصطفی کمال کردان را ” ترک کوهستانی نامید و نظریە پردازان کمالیست ادعا کردند شبانان و دهقانان کرد در واقع ترکانی هستند کە زیر فشار فئودال­های کرد زبان مادری خود را از یاد بردە­اند و باید بە پیکر مقدس ترک بازگردند.” (انتخابی، ١٣٩٠: ١٠٢)

“در مارس ١٩٢٤، اندکی کمتر از یک سال پس از تاسیس جمهوری در ترکیە مصطفی کمال، فرهنگ و زبان کردی و حتی نام­های جاها ممنوع شد. در ترکیە جدید سیاست ‌‌جذب تا بە حد یک حکم عقیدتی اعتلا یافت.” (رندل، ١٣٨٧: ١٨).” استفادە از کلمات کردستان و کردها ممنوع شد و حتی اشارە بە آن­ها، در کتاب­های تاریخ و نشریات برداشتە شد” (انتخابی،١٣٩٠)، عصمت اینونو نخست وزیر ترکیە و یار وفادار آتاترک کە سیاست انکار هویت کردها را بە صورت مدون پیادە می­کرد گفت: “تنها ملت ترک، حق ادعای حقوق ملی و قومی را در این کشور دارد و هیچ عنصر دیگری از چنین حقی برخوردار نیست “(انتصار،١٣٩٠: ١٦٥)

محمد عزیز بوژورث، وزیر دادگستری در سپتامبر ١٩٣٠ در راستای همین سیاست انکار گفت: ” ما در کشوری بە نام ترکیە، آزادترین کشور دنیا، زندگی می­کنیم… و اعتقادم بر این است کە ترک­ها باید تنها ارباب و آقای این کشور باشند. آن­هایی کە از نژاد خالص ترک نیستند، تنها می­توانند یک حق در این کشور داشتە باشند و آن هم حق بردگی و خدمتگذار بودن است “(انتصار، ١٣٩٠: ١٦٥-١٦٦)

 

تدوام انکار هویت کردها بعد از نظام تک حزبی تا بە امروز:

بعد از ایجاد تغییرات در نظام تک حزبی ترکیە نیز باز هم کمالیسم بە دلیل نهادینە شدن در ترکیە همچنان سد راە اصلاحات باقی ماند، در سال ١٩٤٩ عصمت اینونو جانشین آتاترک بە نظام چند حزبی تن داد. با این وجود نگاە دولت بە مسئلە کردها همچنان بدون تغییر باقی ماند. برای نمونە در سال ١٩٨٢ شورای رهبری نظامی، مجلس موسسان غیر نظامی را بە منظور تصویب یک قانون اساسی جدید تشکیل داد، این قانون کە در طی یک رفراندوم تصویب شد، برای استفادە از زبان کردی محدودیت هایی قائل شد. خصوصا مواد ٢٦،٢٨،٨٩ قانون اساسی این موضوع را کاملا روشن می­سازند:

مادە ٢٦: نباید هیچ زبانی کە توسط قانون ممنوع شدە است، برای بیان و پخش افکار مورد استفادە واقع شود. هر سند نوشتە یا چاپ شدە، عکس، نوارهای مغناطیسی یا ویدیویی و دیگر لوازم رسانەای کە برخلاف این مادە مورد استفادە واقع شوند بایستی مصادرە شوند.

مادە٢٨: انتشارات نباید بە زبانی کە قانون آن را ممنوع ساختە است، انجام شود.

مادە٨٩: هیچ حزب سیاسی نمی­تواند از هیچ زبان یا فرهنگ غیر ترکی دفاع کند تا آن را توسعە و ترویج نماید و نمی­تواند خواستار ایجاد اقلیت­های در درون مرزهای ما گردند یا اتحاد ملی ما را تخریب کنند.(انتصار،١٩٩٠: ١٨٩)

” یکی دیگر از جرایانات جالب اخیر… تحقیقات دولت در سال ٢٠٠٨ و ٢٠٠٩ در مورد توطئە راست گرایان تندرو و ناسیونالیست بە نام ارگنکون بود. در اواخر سال ٢٠٠٨ تحقیقات نشان داد اعضای ارگنکون با نظامیان در حال خدمت و بازنشستە، ژاندارمری، سازمان­های اطلاعاتی، دانشگاهیان، روزنامە نگاران، اعضای دادگاه، اعضای پارلمان و حتی جانیان و افراد وابستە بە مافیا رابطە داشتەاند. جنایت­ها، قتل­ها و ترورهای صورت گرفتە بدست اعضای ارگنکون متاثرکنندە بود. در برخی موارد، کردهای مقتول بە داخل چاەهایی کە متعلق بە شرکت دولتی نفت بود انداختە شدە و چاه را با اسید پر کردە بودند تا هیچ اثری بر جای نماند ” (السن،١٣٩٠:٢٠)

روش تحقیق

روش تحقیق توصیفی-تحلیلی می­باشد که در این راستا از شیوە مطالعات کتابخانەای استفاده شده است.

پیشینە تحقیق

با توجە بە سابقە ٩٠ سالە مسالە کردها در ترکیە و اهمیت آن پژوهش­های زیادی در زمینە دلایل انکار هویت کردها با زبان­های مختلف صورت گرفتە است. این پژوهش­ها از طرف شرق شناسان، کردها، ترک­ها و دیگر محققان در خاورمیانە و نقاط دیگر جهان انجام گرفتە است. با این وجود بە نظر من منسجم­ترین تحقیق در این زمینە کە بە تبارشناسی دلایل انکار هویت کردها در تز تاریخ ترک­ و نظریە­ی زبان خورشید پرداختە باشد، تحقیق جامعە شناس انسان دوست ترک بیشکچی با عنوان “تز تاریخ ترک، نظریە­ی زبان خورشید و مسالە کرد” می باشد و بە زبان کردی ترجمە شدە است.

مشکلات تحقیق

یکی از مشکلات تحقیق تبعات سیاسی این نوع تحقیق در جامعە ایران می­باشد، جامعەای کە خود نیز بە نوعی با مسالە کردها درگیر می­باشد. عدم درک و شناخت علمی از مسالە کردها و برخوردهای امنیتی با این قضیە منجر بە فقر شدید تئوری در این زمینە شدە است، بنابراین کمبود منابع بە زبان فارسی یکی دیگر از مشکلات دیگر این تحقیق می­باشد. بە همین دلیل از منابع اصلی مورد استفادە در این تحقیق دو کتاب از بیشکچی جامعە شناس انسان دوست ترک است کە بە زبان کردی ترجمە شدە است.

به سوی یک چهارچوب نظری

در رابطە با دلیل انکار هویت کردها در ترکیە مدرن نظریە منسجم خاصی وجود ندارد، در رابطە با دلیل داخلی و مرتبط آن اسماعیل بیشکچی، کمالیسم را علت اصلی می داند کە در دو کتاب “کردستان مستعمرە بین المللی” و کتاب ‘تز تاریخ ترک، نظریە­ی زبان خورشید و مسئلە کرد” آن را بیان می­کند. با این حال پدیدە انکار هویت قوم/ملت­های اقلیت امری نیست کە تنها در کشور ترکیە اتفاق افتادە باشد و در حالت کلی در تمامی کشورهای جهان سومی و حتی کشورهای توسعە یافتە کە تکثر قومی دارند شاهد سلطە یک قوم هستیم کە معمولا منجر بە نژادپرستی می­شود. من در این تحقیق نوعی چهارچوب نظری را پیشنهاد می­کنم کە این چهارچوب معتقد است علت اساسی انکار هویت کردها را باید هم در ساختار دولت مدرن در وجە جهان سومی آن یافت و هم کمالیسم را بە عنوان ایدئولوژی مسلط کە بە لحاظ محتوای نظری دارای خصوصیات نژادپرستانە است، را بە عنوان دلیل انکار کردها بیان کرد، بنابراین این چهارچوب نظری علت انکار هویت کردها (متغیر مستقل) را شکل گیری و ساختار دولت مدرن در کشورهای جهان سوم(متغیر وابستە) می­داند کە توسط تز تاریخ ترک و نظریە زبان خورشید در چهارچوب ایدئولوژی کمالیسم(متغیر میانە) تشدید شد و منجر بە انکار هویت کردها و اجرای سیاست­های نژادپرستانە در رابطە با کردها در ترکیە مدرن شد.

آغاز ملت سازی

مدرنیتە با تمامی فراز و فرودهایش در نهایت بە نوعی جهان را صورت­بندی کرد و هژمونی­اش را در تمامی جهان گسترش داد. می­توان گفت کە فرم و شیوەی سیاسی مدرن همان قالب دولت-ملت است، “ملت در غرب حاصل فرایندی طولانی است، فرایندی کە با ایجاد شهرهای نیمە مستقل در پایان قرون وسطی آغاز می­شود و با فروپاشی ساختارهای فئودالی بە دست پادشاهی مطلقە و حمایت بورژوازی نوظهور ادامە می­یابد.”(قاسمی، 1381)، فرآیند ملت سازی در غرب فرآیندی است کە در آن افراد از منشاهای مختلف در هم می­جوشند و هویت واحدی را بە وجود می­آورند کە خود نسبت بە آن هویت آگاهی دارند و البتە این فرآیند امری طراحی شدە و­ از قبل هدایت شدە نیست، بلکە طی جریانی تقریبا غیر آگاهانە و با رشد سرمایەداری بە وجود می­آید (همان). در کل فرآیند ملت سازی در دنیای غرب فرآیندی درونی و خودجوش بود ولی در جهان سوم همچنان کە بحثش خواهد آمد بە نوعی فرآیندی بیرونی بود چرا کە مدرنیتە بر جهان سوم عارض شد. انقلاب صنعتی و پیشرفت علم و تکنولوژی و رقابت­های سیاسی در عرصە روابط بین­الملل منجر بە لشکرکشی و استعمار دنیای شرق شد. در واقع غربیان بە شناسایی دنیای شرق پرادختند و در زمینە علوم انسانی مطالعات شرق شناسی صورت گرفت و شرق را همچون افرادی غیرمتمدن شناختند. در این فرایند شرق شناسی، شرق بە دیگری در مقابل خود اصیل غربی تبدیل شد. با کسب خودآگاهی توسط شرقیان در مقابل برای احیای هویت شرقی، شرق شناسی وارونە یا همان غرب شناسی بە وجود آمد. شرقیان مدعی شدند کە هویت و تمدن اصیل ریشە در شرق دارد و نە غرب و بر آن بودند کە این هویت اصیل را احیا کنند.

در دنیای شرق کە مدعی هویت اصیل در مقابل هویت غربی بودند، هر ملتی این هویت را از آن ملت خود میدانست. اما واقعیت آن بود کە در دنیای شرق ملتی موجود نبود و هنوز فرآیند ملت­سازی ناقص بود. بە همین دلیل جهت ساختن ملت روشنفکران و نخبگان سیاسی این جوامع با توسل بە گذشتە تاریخی و عصر طلایی خود بە برساخت هویت خود پرداختند، در این بین در کشورهای چند قومی و چند فرهنگی خصوصیات قوم مرکزی بە عنوان مرکز و اصل تبدیل شد و منجر بە غیریت سازی شد کە در آن قوم مرکزی بە عنوان خود اصیل و دیگر قوم­ها بە دیگری غیر اصیل تبدیل شدند. هویت و مبانی ناسیونالیسم در این کشورها بر مبنای خصوصیات و ویژگی­های قوم مرکزی ساختە و پراختە شد و بدین طریق اقوام دیگر بە حاشیە نشینان تاریخ تبدیل شدند. از خصوصیات دولت مدرن استاندارد کردن تمامی چیزها و یکنواخت کردن معیارها بود، بە همین دلیل فرهنگ و زبان اقوام حاشیە نشین در راستای شکل­گیری دولت مدرن بە خطر افتاد و منجر بە آسیمیلاسیون شد و نهایتا تبعیض­هایی در هر سە عرصە سیاسی، اقتصادی و فرهنگی بر این اقوام تحمیل شد. طی چنین فرایندی بود کە امپراطوری عثمانی با ورود استعمارگران فرو پاشید و ملت­های داخل امپراطوری یکی بعد از دیگری از امپراطوری جدا شدە و دولت مستقلی را تشکیل دادند. در این بین فارغ از بررسی علل ماندن کردها در داخل مرزهای سرزمینی جدید ترکیە مدرن، در ادامە بە بررسی چگونگی تعریف هویت ملی ترکیە مدرن و انکار هویت کردها در این کشور می­پردازیم. بە دلیل زمینەهای متفاوت اجتماعی و تاریخی تجربە مدرنیتە در شرق متفاوت از تجربە مدرنیتە در غرب بود این نوع از تجربەی مدرنیتە در حین این کە خصوصیات مدرنیتەی غربی را داراست همزمان ویژگی­های دیگری را نیز در دارد کە می­توان آن را تجربەی مدرنیتە در شرق دانست. یکی از این ویژگی­های مدرنیتە در شرق این است کە عقلانیت آزاد را کە در دورە­ی روشنگری ظهور کرد بە صورت دولتی در آوردە است و در این جوامع دولت عقل را نمایندگی می­کند و این عقلانیت دولتی ویژگی انتقادی ندارد، همین مسئلە باعث شدە است کە آنچە نهاد دولت می­گوید عقلانی جلوە دادە شود و هر آنچە در مقابل عقل دولتی قرار می­گیرد دروغ و خرافات نامیدە شود، این مسئلە در مورد انکار هویت کردها در ترکیە صدق می­کند. در دولت مدرن ترکیە بە طور سیستماتیک از طریق ایدئولوژی دولتی هویت کردها انکار شدە است و امروزە می­بینیم کە عقلانیت انتقادی کە در برابر این ایدئولوژی رسمی کمالیسم قرار می­گیرد و ادعا دارد کردها، ترک نیستند متهم بە خرافات و دروغگویی می­شود.

 

 

تز تاریخ ترک

در کنگرەای کە در ماه نیسان سال ١٩٣٠ برگزار شد، پروفسور آفت اینان، دختر خواندە آتاترک و دوستانش پیشنهاد کردند که انجمنی را برای تحقیق در مورد تاریخ ترک و تمدن ترک­ها تاسیس کنند، انجمنی تاسیس شد کە ١٦ عضو داشت. در این انجمن ١٦ نفری، نمایندە مجلس، وزیر، تاریخدان و مدیر موزە وجود دارند (بیشکچی،٢٠٠٠ : ٢٦). آن زمان نمایندگان بر اساس اساسنامە حزبی جمعیت جمهوری خلق (CHF) از طرف دبیر کل حزب (آتاترک) کە همزمان رئیس جمهور نیز بود انتخاب می­شدند، معمولا افرادی انتخاب می­شدند کە دیدگاه­هایشان بە آتاترک نزدیک بود. بدین طریق مشاهدە می­شود کە بازنویسی تاریخ ترک از طرف افراد و ادارات رسمی دولت در جهت توسعە ایدئولوژی رسمی دولتی بود.

این انجمن در سال ١٩٣٠ کتابی تحت عنوان ” خطوط اصلی تاریخ ترک ” را در ١٠٠ نسخە چاپ و بین اعضای خود و نخبگان پخش کرد. از ١٠ نفر نویسندە این کتاب ٦ نفر نمایندە مجلس بودند(بیشکچی،٢٠٠٠: ٣٢) و ٢ نفر دیگر از آن­ها نیز یک سال بعد بە نمایندگی انتخاب شدند.

بیشکچی می­گوید این کتاب بە صورت خلاصە حرف اساسی­اش این است کە: “در قدیمی­ترین روزگاران تاریخ بە دلیل کم آبی و دلایل اقتصادی، کوچ­های بزرگی از آسیای میانە بە سمت شرق، غرب و جنوب اتقاق افتادە است، این کوچندگان انسان­های براکسیفال شبیە آلپی و ترک زبان هستند. این­ها بە هر کجا کە کوچ کردەاند با خودشان تمدنی پیشرفتە را بە ارمغان آوردەاند، بنیانگزاران تمدن در مزوپوتامیا، مصر، آناتولی، چین، کریت، هند، ایجە و رومادا، این کوچندگان بودەاند، بخش اصلی بنیانگزاری و توسعە تمدن­های جهان و پخش شدن این تمدن­ها بە گوشە و کنار جهان توسط این انسان­های ترک زبان صورت گرفتە است.”

بە منظور اینکە عامە مردم بتوانند از آن استفاده کنند و دیدگاه­های تاریخی رژیم پخش و گستردە شود این کتاب کە ١١ بخش داشت در ” ٢ بخش آن تحت عنوان ” دریچەای بە تاریخ ترک ” و” آسیای میانە ” … در یک کتابچە ٨٧ صفحەای و تحت عنوان ” درآمدی بر خطوط کلی تاریخ ترک ” چاپ شد. این کتابچە در سال ١٩٣١ در تیراژ ٣٠٠٠ نسخەای از طرف وزارت آموزش و پرورش چاپ شد و در مدارس پخش گردید.”( بیشکچی،٢٠٠٠: ٣٨) در صفحات ١٥ و ١٦ این کتابچە بە ترک­هایی اشارە می­شود کە در اثر تَرک سرزمین مادری خود زبان مادری را فراموش کرده­اند( بە کرد تبدیل شدند)(بیشکچی، ٢٠٠٠،ص٣٩) در سال ١٩٣١ باز از طرف همین انجمن کتابی تاریخی در چهار جلد چاپ شد ( همان،ص٣٨-٣٩) کە عنوان آن­ها تاریخ١، تاریخ٢، تاریخ٣ و تاریخ ٤ بود.” هر یک از این ٤ جلد کتاب در ٣٥٠-٤٠٠ صفحە و… تیراژ چاپ هر کدام از آن­ها ٣٠٠٠ نسخە بود.” (همان)، “گروە تهیە کنندە­ی این کتاب­ها از ١٣ نفر تشکیل شدە بود. از این گروە ١٣ نفری ٩ عضو آن از طرف دبیر کل جمعیت خلق جمهوری(CHF) رهبر جمهوری و پیشوای بزرگ مصطفی کمال بە نمایندگی منصوب شدە بودند.” (همان: ٤٣)

تاریخ نگاران ترک، زبان­شناسی و انسان­شناسی را برای تاریخ خود به خدمت در آوردند، اوژن پیتارد سوئیسی، رئیس دانشگاە ژنو و نویسندە کتاب نژادها و تاریخ با پیشداوری­های اروپاییان کە ترکان را مردمی وحشی می­دانستند مخالف بود، او این گمانە را مطرح کرد کە پیش از عصر نوسنگی مردمانی با جمجمە­های کوتاە یا پهن سر در اروپا ظاهر شدند و از آن­جا کە چنین مردمی پیش از آن در اروپا نمی­زیستند پس احتمال دارد کە آنان از آسیا آمدە باشند، این گمانە­ی پیتارد در دست تاریخ­نگاران ترک بە واقعیت مسلم تاریخی تبدیل شد.

تمامی این اتفاقات و بازخوانی و بازنویسی تاریخ ترک بە این شیوە چیزی نیست کە در سال ١٩٣٠ بە ‌صورت ناگهانی و یک شبە ظهور کردە باشد بلکە ریشە این نگرش بە دیدگاەهای ترک­های جوان و اتحاد و ترقی برمی­گردد. ضیاء گوکالپ یکی از شاعران ترک کە طراح اصلی ایدئولوژی اتحاد و ترقی١ و پدر فکری این سازمان بە حساب می­آید در اشعار خود زمینە این نگرش افراطی را فراهم کردە است. در این رابطە بیشکچی می­نویسد: ” از پیشوای بزرگ مصطفی کمال گرفتە تا همە کسانی کە در سال­های دهە ١٩٣٠ تز تاریخ ترک را تئوریزە کردە و توسعە دادند، رابطەای ارگانیک با اتحاد و ترقی و ضیاء گوکالپ پدر فکری این سازمان وجود دارد” (همان: ٥٣-٥٤).

سرانجام در ١٢-١١ تموز سال ١٩٣٢ کنگرە اول تاریخ ترک کە مرحلەای مهم از تئوریزەکردن تز تاریخ ترک می­باشد تشکیل شد. در این کنگرە سخنران­ها بە مدح و ستایس اغراق آمیز سخنران­ها از مصطفی کمال در این کنگرە و تشویق­های مداوم حاضران نشان از عمق نفوذ کمالیسم در این کنگرە و وابستگی افراد شرکت کنندە در کنگرە بە کمالیزم دارد.

” برای اینکە تاریخ کرد شناختە نشود اسناد را از بین بردە و می سوزانند، ایدئولوژی رسمی دولت بعد از اینکە اعلام می­کند کە ملتی بە اسم کرد وجود ندارد، می­گوید کردها در اصل ملتی فرودست بودەاند، در تاریخ هیچ وقت دولتی از خود نداشتەاند و همیشە بە ملت­های دیگر وابستە بودەاند… زبانی بە اسم زبان کردی وجود ندارد و کردی تنها گویشی از زبان ترکی می­باشد کە “ترک­های کوهی” با آن تکلم می­کنند…”(همان: ٩٥).

د. آرن انگین کە در سال ١٩٣٢ با فرمان آتاترک عضو انجمن تحقیق دربارە تاریخ ترک در رابطە با چگونگی آسیمیلاسیون کردها کتابی نوشتە، کە در این کتاب از روش­های مختلفی کە می­توان بوسیلە آن کردها را در درون ملت ترک آسیمیله کنند، ارائە می­دهد. او چنین می­گوید: حال وظیفە اصلی ما این است کە آن­ها با ترک­ها بە یک ملت تبدیل کنیم (آن­ها در درون ترک­ها حل کنیم)… می­توانیم به بهانە زلزلە کردها را پخش و متفرق کنیم، ابتدا آن­ها را بە آلمان بفرستیم “(همان: ٩٧).

در کنگرە اول صاحب کنفرانس خانم آفت اینان اعلام می­کند کە نژاد یا گروهی بە نام هند و اروپایی وجود نداشتە است و اروپایی­ها چیزی جز نژاد ترک نمی­توانند باشند.”(همان: ١٠٧)، این ادعا رابطەای دو سویە در رابطە با ایدئولوژی رسمی دولت مبنی بر انکار واقعیت موجود بودن کردها دارد.

در هر دو کتاب “خطوط اصلی تاریخ ترک” و ” بخش دریچەی خطوط کلی تاریخ ترک” اطلاعاتی اینچنینی وجود دارد: ” ترک­هایی کە سرزمین خودشان را ترک می­کنند زبان مادری خود را از دست می­دهند و زبان جدیدی را یاد می­گیرند… در ولایت­های شرق ما می­بینیم کە پدربزرگ فقط با زبان ترکی صحبت می­کند، پدر با ترکی و کردی و نوەاشان فقط با کردی…”(همان: ١١١).

بە صورت کلی این دیدگاەها در کنگرەهای دوم، سوم و چهارم تکرار شد، با وجود اینکە این رویکردها بە تاریخ ترک از طرف برخی از روشفکران ترک بە چالش کشیدە شد، در نهایت با حمایت ایدئولوژی رسمی دولتی پشتیبانی شد. با وجود این بعدها نواقص مختلف تز تاریخ ترک اصلاح شد و نقدهای زیادی بە این تز وارد شد، اما پیش فرض­های این تز در رابطە با ترک خواندن کردها هنوز هم وجود دارد و دلیل اصلی آن نیز وجود کردها در چهارچوب جغرافیای سیاسی دولت ترکیە مدرن است.

نظریە زبان خورشید

در سال ١٩٣٢ انجمن تحقیق دربارە زبان ترکی تاسیس شد. اعضاء این انجمن نیز مانند اعضاء انجمن تحقیق زبان ترکی اکثرا نمایندگان مجلس بودند، همە ١١ نفر عضو انجمن مرکزی در کنگرە دوم تحقیق زبان ترکی همزمان نمایندە مجلس نیز بودند.(بیشکچی،٢٠٠٠: ١٦٧). تئوری زبان خورشید در کنگرە سوم زبان ترکی مطرح شد.

“بر اساس این نظریە از نام آواهای مردمان نخستین، زبان طبیعی و ابتدایی پدید آمد کە ترکان آفرینندە آن بودند. نخستین کلمە این زبان خورشید بود. تمامی زبان­های جهان ریشە در این زبان مادر دارند کە بە واسطە مهاجرت اقوام ساکن آسیای میانە در سرتاسر جهان پراکندە شدە است.” (انتصار، ١٣٩٠: 110)، ک. کمال کپ در نوشتەهای گوناگون خود بە شباهت واژەهای کردان با واژەهای هیتی و اورارتی اشارە کردە و بر این مبنا نتیجە گرفتە است کە کردان و ترکان خاستگاه یگانەای دارند و هر دو فرزند هیتی­ها و اورارتی­ها هستند کە در اصل ترک بودەاند (همان: ١١٣).

منافعی کە تئوری زبان خورشید برای ترک­ها داشت را می­توان چنین دستە بندی کرد:

١- یکی از کاربردهای این نظریە اثبات ترک بودن کردان است (همان)، در واقع این کاربرد آن مهم­ترین کاربرد این نظریە است.

٢- احیای نژاد ترک کە گفتە می­شود در دورە عثمانی مورد تحقیر واقع شدە است.

٣- برگرداندن آن لغاتی کە از زبان­های بیگانە وارد زبان ترکی شدەاند.

نتیجە­گیری:

نتیجە­ی نگاە تز تاریخ ترک و نظریە­ی زبان خورشید بە کردها این بود کە: کردها کە در سال­های ١٩٣٠ دشمن تلقی می­شدند و عناوین “دزد” و “راهزن” را برای آن­ها بە کار می­بردند و گفتە می­شد کە لازم نیست کردها را بە عنوان انسان تلقی کنیم و باید با آن­ها مثل حیوانات رفتار کنیم، از آن زمان بە بعد بە آن­ها ترک اصیل می­گفتند…تمامی تحقیقاتی کە از دهە چهل بە بعد در این مورد انجام شدەاند…همە­ی آن­ها در تحقیقاتشان تز تاریخ ترک و نظریه­ی زبان خورشید را بە عنوان منبع تحقیقاتشان انتخاب کردەاند (بیشکچی،٢٠٠٠: ٢٣٨).

ریشە دلایل انکار هویت کردها در ترکیە را با این شدت، بی­گمان باید در ایدولوژی کمالیسم جست، هرچند خود کمالیسم نیز یک شبە ظهور نکرد و می­توان رد آن را تا جنبش ترک­های جوان پیگیری کرد. اما انکار سیستماتیک هویت کرد و برخورد سیستماتیک دولت برای از بین بردن هویت کردها با ظهور کمالیسم در ترکیە شروع شد، بعد از ایجاد تغییرات در نظام تک حزبی ترکیە نیز باز هم کمالیسم بە دلیل نهادینە شدن در ترکیە همچنان سد راە اصلاحات باقی ماند. با ظهور حزب کارگران کرستان در ترکیە در سال ١٩٧٩ و شروع جنگ­های خونین تا بە امروز، ظهور حزب اسلام گرای عدالت و توسعە و بە دست گرفتن قدرت توسط آن­ها ما شاهد تغییراتی جزئی در اظهارنظرهای دولتمردان ترک در رابطە با مسالە کرد هستیم، با این وجود اصل قضیە سر جای خود باقی است و هویت کردها هنوز هم انکار می­شود. می­توان پروسەای را کە منجر بە انکار هویت کردها در ترکیە مدرن شدە است، در نموداری بە این صورت نشان داد.

2017-04-21_10-02-41

یادداشت ها

1-آغاز جنبش ترک­های جوان بە سال­های ١٨٦١-١٨٧٦ و ترجمەها و تقلید کردن از ادب غربی، مخصوصا ادبیات فرانسە برمی­گردد. بعد بە یک جریان سیاسی لیبرال بە منظور احیای دولت عثمانی و جلوگیری از سقوط آن تبدیل شد. در سال ١٨٨٩ مجموعەای از دانشجویان طرفدار ترک­های جوان در دانشکدە عسکری استانبول سازمانی مخفی را تحت عنوان اتحاد و ترقی تاسیس کردند.

2-السن،رابرت.(١٣٩٠).خون،باورها و برگەهای رای،مدیریت ناسیونالیسم کردی در ترکیە.ترجمەی هاشم کرمی.چاپ اول.تهران. چاپخانە دالاهو.

3-انتصار، نادر.(١٣٩٠).سیاست کردها در خاورمیانە.ترجمەی عرفان قانعی فرد.چاپ اول.تهران.نشر علم.

   4-انتخابی، نادر.(١٣٩٠).ناسیونالیسم و تجدد در ایران و ترکیە.چاپ اول.تهران.نشر نگارە آفتاب.

   5-قاسمی، محمد علی.(١٣٨١).درآمدی بر پیدایش مسایل قومی در جهان سوم.فصلنامە مطالعات راهبردی.شمارە اول.

   6- بێشکچی، ئیسماعیل.(٢٠٠٠).تێزی تورک بۆ مێژوو تیۆری زمانی خۆر و کێشەی کورد.وەرگێڕانی ئاسۆس هەردی.چاپی یەکەم.سلێمانی.دەزگای چاپی پەخشی سەردەم.

   7-بێشکچی، ئیسماعیل.(٢٠٠٢).کوردستان کۆلۆنییەکی نێودەوڵەتی.وەرگێڕانی حەمە رەشید. چاپی یەکەم.سلێمانی.دەزگای چاپی پەخشی سەردەم.

pdf

Advertisements

وەڵامێک بنووسە

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  گۆڕین )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out /  گۆڕین )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  گۆڕین )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  گۆڕین )

Connecting to %s